توهم شخصیت

شخصیت به عنوان مهمترین ارزش اجتماعی همان تصورسراب گونه ازخوشبختی است که مردم دنیا به صورتی کم و بیش درگیرایجاد وتوسعه آن درخود هستند، تلاشی ذهنی که درخواب وبیداری درحال جریان است و اسباب بیقراری و آشفتگی درانسان شده. اما این شخصیت چیست وازچه زمانی درذهن شکل می گیرد؟
بیائیم آنچه را که شخصیت تصورمی کنیم فارغ ازاطلاعات روان شناختی و یا شنیده های قبلی مورد مشاهده قراردهیم؟ دروهله اول، این تصاویروبرداشت های فکری هستند که شخصیت را برای ما مجسم می سازند. جالب است بدانیم، هنگامی که ذهن درسکوت وآرامش است، انگار تصور(من) یا(شخصیت)برای لحظاتی کوتاه درذهن منتفی می شود، اما به هرحال شخصیت به صورت مجموعه ای از اعمال، رفتار و افکاردرما تصوروحس می شود. آنچه بدیهی است، پدیده شخصیت تصور و برداشتی از(خود) است که درحالت مواجهه ومقایسه ما با دیگران توسط فکردرذهن شکل می گیرد. درک این نکته ضروری است که پایه ومولد بسیاری ازتلاش ها درمیان مردم همین توهم (شخصیت) است. به همین دلیل مهم ترین ارزش اجتماعی محسوب شده ومورد ستایش قرارمی گیرد، توهم داشتن اش مساوی است با احساس(کسی بودن). کسب شخصیت،  لذت و احساسی بدلی است که با ایجاد آن سعی داریم،  احساس رضایت خاطری پایدار را درخود فراهم آوریم . انسان درتلاش برای کسب شخصیت هرچه بیشترکوشش می کند، درونأ سرخورده ترو  ناامید ترمی شود، این اشتباهی نیست که مختص عصرمعاصر باشد، انسان همیشه درحال تکرارچنین اشتباهی است. وجود توهم شخصیت درذهن انسان به شکل ماضی نقلی درآمده، اشتباهی که ازگذشته ای نامعلوم درذهن بشرآغازشده وتا هم اکنون نیزادامه دارد. انسان دائمآ درجستجوی چیزی بیرونی است برای اغناء نیازی درونی. این یعنی ثمره ونتیجه جستجوئی موهوم وغیراصیل.
شخصیت پدیده ای واقعی وفطری نیست وتنها براساس یک تصوراشتباه و نوعی قرارداد نانوشتۀ اجتماعی ازهزاران سال پیش به ذهن انسان القاء وتحمیل شد. نمودهای فردی واجتماعی این پدیده قراردادی به اشکال گوناگون درهمه جوامع اعم ازسنتی یا پیشرفته نمایان است. شخصیت پدیده ای متغیربوده و برداشت هرجامعه ای ازشخصیت با جامعه دیگر متفاوت است. مثلأ ثروت درغرب اعتبار و شخصیت به همراه می آورد، اما درنظام های سوسیالیستی ضد ارزش محسوب می شود، شکل گیری شخصیت متأثرازوضعیت سیاسی، فرهنگی واجتماعی هرجامعه ای است، متغیربودن ارزش های شخصیتی درهرفرهنگ وجامعه ای، نشان ازعاریتی بودن آن درذهن انسان دارد.
پدیدۀ شخصیت، الگو و قالبی القائی است که فرد را به شکل وشمایل جامعه ای که درآن رشد می کند درمی آورد. چنین قالب گیری ذهنی ای ازطریق سنن، تعلیم وتربیت ویا القاء باورهای جامعه درفرد به انجام می رسد. القاءشخصیت مؤثرترین روش برای به قالب کشیدن وهماهنگ نمودن فرد با فرهنگ جامعه است. شخصیت، پوششی عاریتی است که ازطریق جامعه به انسان امانت داده می شود تا به وسیله آن قادربه انجام نمایش ای تحت عنوان(کسی بودن) ومطرح شدن درجامعه شود. پوشیدن این جامه عاریتی مساوی است با وداع با درون ودرگیری شدن به بازی قمارگونه وبی پایانی به اسم کسب وحفظ شخصیت. انسان پس از با ارزش فرض گرفتن شخصیت و نگرانی واضطراب بابت ازدست ندادن آن، فطرت واصالت انسانی اش را با دست خود به تبعیدی نامعلوم فرستاد. جامعه درقبال واگذاری شخصیت به فرد، او را نسبت به رواج شخصیت درجامعه متعهد می سازد. درحقیقت جامعه اعطای شخصیت به افراد را منوط به ترویج آن می داند. اینجا نقطه آغاز تعارض وتناقض ذهنی انسان با خودش است. این درگیری به شکل کشمکش انسان بین(آنچه هست وآنچه ازاوانتظارمی رود باشد)خود رانمایان می سازد. جامعه بعد ازواگذاری شخصیت به فرد، پس ازمدتی بازپرداخت آن را ازاو طلب می کند. نحوه بازپرداخت شخصیت توسط فرد به صورت رواج مقایسه وتبلیغ شخصیت درجامعه است. تصورکنید، اگرمقایسه درکارنبود، آیا شخصیت به این مفهوم رایج معنائی داشت، هرکس به آنچه بود قانع وراضی بود. پس مقایسه ابزاری است برای تحریک حرص وآزدرمیان مردم و واداشتن آنها به تلاش بیشتر به بهانه پیشرفت وترقی.
اصلی ترین ابزارالقاء شخصیت رواج مقایسه درمیان مردم است، این کارازطرق مختلف ازجمله استفاده ازتبلیغات صورت می پذیرد. ماهیت این تبلیغ بر تفرقه افکنی در میان مردم است، تفرقه ای که برمهم بودن ومتمایزبودن فردی تأکید دارد. (این توجه به فرد را نباید با فرد گرائی یا اصالت فردی اشتباه گرفت). دراثرالقا این مهم بودن است که مردم دیگرعلاقه ای به آنچه هستند ندارند، پس دیگرتحمل ماندن با وجود فعلی خود و آنچه هستند را ندارند. زیرا آنچه هستند، درمقایسه با تصورآنچه به وسیله تبلیغات به آنها القاء شده دیگرچیزجذابی نیست،  پس باید دست بکارومشغول به اصلاحات ظاهری شد، تا ازاین راه هم به شخصیت موفق اجتماعی دست پیدا کرد وهم لذت متمایزبودن رو که تبلیغ می شود را چشید.
 نارضایتی دائمی ازوضعیت ظاهربه خصوص چهره به عنوان تابلو سردرشخصیت وتقدیم اجزاء اون به تیغ های خود خواسته، ناشی ازتصاویر زشت وزیبائی است که ازطریق مقایسه خودمان با دیگران درما شکل می گیرد وما بدون توجه به حفظ سلامتی، وجودمان را به بهانه داشتن تصوری به عنوان شخصیت مقبول وزیبا، درجامعه قربانی می کنیم. ما انجام چنین عملی را با واژه شیکی ویا کسب شخصیت برای خود توجیه می کنیم. هدف جامعه ازالقاء شخصیت همانا کمرنگ نمودن ونابودی چشمه جوشان احساسات وانگیزه های فردی است. انسان آشفته وخلافکارمولود تعارضات اجتماع خوداست، این فرد ازمکان دیگری پا درجامعه نگذاشته. اوپسمانده ونتیجه عدم توفیق درکسب علائم اجتماعی و شخصیتی است. انسان شرطی شده به شخصیت، فردی است اسیرتعارضات وآشفتگی های فکری و درونأ ناآرام. نقطه مقابل انسان باشخصیت، انسان بی شخصیت و فطرت زیست است. انسانی درون مدار وعاشق، اعمال وافکاراووابسته به محرک ها و عوامل بیرونی نیست.  وجود اوبا آرامش همراه و مترادف است.

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به توهم شخصیت

  1. ازاده می‌گوید:

    سلام مطلب خوبی بود اما مشکلش نداشتن منبع بود لطفا اگر کتابی در مورد توهم سراغ دارید بهم حتما حتما حتما معرفی کنید هرچه زودتر.ممنون

  2. باران می‌گوید:

    چطور فطرت رو پر رنگ کنیم و این توهم شخصیت رو از بین ببریم؟ وقتی که تقریبا این توهم کورمون کرده؟ من نمونه انسان بی شخصیت و (فطرت زیست) رو دیدم، و آرامشو تو تک تک اعمال و رفتارش حس کردم. واقعان آرزوی داشتن این حال رو دارم

  3. شهرام می‌گوید:

    سلام
    درمورد اینکه تعریف شخصیت متغیر است موافقم اما با نداشتن شخصیت مخالفم چون فکر میکنم پدیده شخصیت ریشه در غریزه اجتماعی بودن انسان دارد و انسان ذاتا برای زندگی با دیگران نیاز به ابزار ذهنی شخصیت دارد حتی اخلاق هم یک توهم است اما فکر میکنم قرار نیست ما برای رسیدن به احساس آرامش عمیق از این توهم بیرون بیاییم در این صورت روابط اجتماعی مان کیفیت لازم را نخواهند داشت و نمیتوانیم نقش لازم را در زندگی با دیگران داشته باشیم بطور کلی من عقیده دارم ما تا وقتی بصورت انسان زندگی میکنیم تا حدی نیاز به توهم داریم و این بد نیست اما نباید در آن غرق بشویم که البته اینکه چقدر توهم مناسب است هم خیلی جای بحث دارد

  4. مسعود می‌گوید:

    سلام اگ ممکنه در مورد نحوه رهایی از عادت ها ک از الگوهای من فکریه صحبت بفرمایید چکار کنیم که از عادت ها و الگوهای رفتاری من فکری رها بشیم

  5. ویکتوریا می‌گوید:

    بسیار عالی و سپاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>