مسئله ای فراگیر – قسمت اول

همۀ ما برسراین موضوع توافق داریم که دردهه های اخیرامور جنسی تبدیل به مشکلی ذهنی برای مردم  شده. خود ِغریزه  یک واقعیت است، پس واقعیت نمی تواند دلیل رنج باشد، آنچه موجب مسئله شدن این امر شده، روندی است فکری که  اسباب این بی قراری در او شده . قبل از این سؤال، که  چرا توجه انسان به این امورمعطوف شده باید ازخود بپرسیم، چرا انسان اززندگی برای خود مسئله ساخته؟ ساده ترین و کامل ترین جواب برای این سؤال می تواند این باشد که نگاه انسان به  زندگی نگاهی است تک بعدی.  انسان آنچه را که تصورمی کند حقیقت فرض کرفته و آنچه را که این تصورات را در او شکل می دهد ملاک تشخیص حقیقت. به عبارتی انسان به دلیل وجود واسطه ای درخود به عنوان اندیشمند، قادربه درک آنچه حقیقت و موجود است نیست، بنابراین به آنچه تصور و می اندیشد بسنده کرده و آن را واقعیت تصورمی کند. این عدم درک صحیح و قطع ارتباط ذهنی انسان با وقایع زندگی همان علت مسئله شدن موضوعات درانسان شده و درپی هرمسئله ای مشکلات دیگرازراه می رسند. وقتی انسان خود را به عنوان مرکز و هسته زندگی تصورکرد، ارتباط اش با زندگی سطحی و ظاهری است، اما وقتی خود را جزئی اززندگی و درمجموعۀ عظیم هستی درک کرد، آنگاه وجودش جزئی ازهمان عظمت است، غنی و شادمان. تا زمانی که تکیه انسان بر(من) و منافع آن باشد، این(من) است که تعیین کننده ارتباط او با همه چیزاست،(من) ای که وجوددش کاذب ، غیراصیل و وابسته به امورمتظاهرانه و اجتماعی است، (پس مسئله دار شدن زندگی درذهن انسان مربوط می شود به وجود این راهبرغریبه و نابلد). هرچیزسطحی که مشاهده می کنیم، رد پای فکرو اندیشه در آن نمایان است، فکر به  طور طبیعی دوست ندارد با خود صادق باشد، ماهیت فکردر زیرکی و نیرنگ است، فکرتوان ماندن با حقیقت را ندارد، و این همان چیزی است که برای انسان تولید مسئله کرده. فرارازحقیقت و پناه بردن به فکرو اندیشه برای رهائی ازترس . به عبارتی این  وجود فکراست که باعث مشکل شدن زندگی شده. فکرتعبیرگر، فکری که همه چیزرا برای مرکزی به عنوان (من) یا(شخصیت) گردآوردی و مصادره می کند.
اکنون بپردازیم به مسالۀ مورد بحث به نظرشما خود عمل مسئله شده یا اندیشیدن درباره این عمل؟ یقینأ خود عمل نمی تواند مشکل سازباشد، پس آنچه موجب مشکل شده ، فکرکردن درباره این عمل است. با نگاهی به اطراف به راحتی می توان دریافت که همه چیزحول محورچنین مسئله ای می چرخد، نوع  و نحوه استفاده ازپوشاک، عکس های مجلات، فیلم های سینمائی، تجارت های مدرن، همه و همه نشان از این دارد که چیزی مورد توجه اکثریت مردم واقع شده، نیازی زیرپوستی، پنهانی و فراگیر، همه به نوعی درگیراین ماجرا شده اند، مجردها درفکرفراهم آوردن شرایط ایجاد آن هستند، متآهل ها هم درگیرنقشه و فریب همسر. استفاده ازاین مسئله تبدیل به یک پناهگاه و مخدر برای همه شده و بسیاری درحسرت فرارسیدن زمان و شرایط مناسب آن بسرمی برند. جالب است  بدانیم این تقصیرمن و شما نیست که به چنین مسئله ای می اندیشیم. فیلم ها، نشریات، داستانها، نوع پوشش خانم ها ، تبلیغات داروئی و توجه ویژه به  استفاده از این نوع هیجان و چگونگی ایجاد آن،  این مسئله را دائمأ به  یاد ما می اندازند. اما چرا ازفکرکردن به این امور محظوظ می شویم؟ چه چیزی باعث می شود به عنوان مهمترین و شیرین ترین نیازفکری به آن توجه کنیم؟

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به مسئله ای فراگیر – قسمت اول

  1. sedigheh khajepour می‌گوید:

    با سلام و سپاس

    از وقتی با مطالب شما برخورد کردم

    به دنیایی وارد شدم که انگار تا به الان با اون غریبه بودم

    لحظه به لحظه زندگی ام تغییر می کنه و خیلی راحت به دارم پله به پله به خود واقعی ام نزدیک تر میشم

    مواردی که ده سال باهاش درگیر بودم خیلی راحت منتفی شد بدون هیچ نقشه کشی

    خیلی خیلی خیلی متشکر

    دوست دارم چکم کنید ببینم چقدر فاصله دارم تا خود حقیقی ام

    فقط می تونم بگم خیلی راحت تر از قبل از گذشته در میام و خیلی راحت از نقشه کشی خلاص میشم

    و خیلی لذت همون لحظه رو حس می کنم ولی توش نمی مونم

    از کلی چیز که نگرانم می کرده رها شدم

    انباری از مطالب رو هم کرده بودم که مرور کنم ولی احساس بینیازی می کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>