جدا سازی – قسمت آخر

اکنون مسئله این است که چنین نحوه نگاه به (خود) را چگونه می توان در ذهن تغییر داد. حضور عاملی زائد و توهم گونه، ما بین (خود واقعی) و حقیقت در حال جریان. عاملی که با محو آن، انرژی حیات قادرمی گردد بدون مانع به جریان خود در وجود ما ادامه دهد. حالا باید دید چگونه می توان به این روند جدا سازی در خود پایان داد.
تا زمانیکه ما در اندیشه شدن، بهتربودن، تمایل داشتن یا اجبار هستیم ، یا در اندیشه این باشیم که چیزی شویم یا چیزی نشویم، روند انزوا طلبی و تجزیه شدگی در ما اجتناب ناپذیر است.
چگونه می توان به حرکات مخرب فکری پایان بخشید؟ به نظر شما چگونه می توان این کار را پیشبرد؟ آیا روش و متدها قبلی جز ایجاد تسکین موقتی اثری بر ما داشته اند؟ آیا اگر از روش های پیشین توفیقی نصیب مان شده بود ، اکنون مشغول خواندن این مطالب می بودیم؟ قطعأ نه!

اکنون پس از این کوشش بی ثمر و طولانی و البته همراه با سرخوردگی دیگر باید دریافته باشیم که انظباط، اجبار و یا تحمیل چیزی به ذهن، روشی مناسب برای رفع عارضه فکری نیست. فکر یا تصاویر فکری را نمی توان با اجبار محو کرد، زیرا هر نوع اجبار و انضباط کمک به روند تقویت (خود) است. متأسفانه با وجود از سرگذراندن چندین و چند بارۀ چنین تجربۀ اشتباهی، همه تفکرات و سیستم ها از آن حمایت می کنند، چرا که ابزاری جز اندیشه در خود سراغ نگرفته اند.
بیائیم با خود صریح باشیم، آیا هیچ یک از کارهائی که انجام داده یا می دهیم کمکی به توقف روند شیطانی (منیت) در ما کرده است؟ آیا روش یا سیستمی می شناسید که قادر باشد به روند ایجاد تناقض و اضطراب در ما پایان بخشید؟ آیا متدی سراغ دارید که به همهمه های فکری و هجوم ناگهانی افکار و رنج مقایسه در ما پایان بخشد؟

هنگامی که عمیقأ درک کردیم اندیشه نمی تواند به وسیله اندیشه به هستی خودش پایان بخشد چه می کنید؟ چه اتفاقی درشما بروزمی کند؟ وقتی حقیقت بطالت چنین تلاشی برما روشن شد، چه حالتی به شما دست میدهد؟
طبیعتأ دیگر دست ازچنین تلاش بی ثمری در خود بر میدارید، چرا که اکنون متوجه پوچی چنین تلاشی درخود شده اید. و این همان (کوتاه ترین و سر راست ترین شیوه درک خود است)، بنابراین تا زمانیکه دست از سر تلاش برای شناخت خود بر ندارید، همچنان درحال تقویت و رشد (منیت) و تقویت تصور شخصیت در خود هستید. فکر با کار و تلاش شما همچنان استوار و پا برجا باقی می ماند و دست ازسر شما بر نمی دارد. اما با توقف در خود، این شما هستید که دست از سر فکر برداشته ، و به وجود رنج آور آن در خود پایان می دهید.

البته این کاری است دلهره آور، چرا که با ترک فکر و اندیشه، درحقیقت به تصور (من) در خود پایان داده اید، با این عمل در حین بی عملی، شرایط درک تجربۀ فنا پیش می آید. شرایطی نو و ناشناس. تجربه ای بکر و خارج از درک متعارف بشری. احساس و درک (خود) ، بدون حضور عاملی به عنوان درک کننده یا همان اندیشه . بروز و تداوم این حالت منجر به توقف روند شکل گیری تناقض و محو اندیشه در مورد (من) و (منافع من) می شود.
و شما در وضعیت جدیدی از بودن و اندیشیدن قرار می گیرید، شرایطی که فکر هست، اما تناقض، آشفتگی و اضطراب در کار نیست. هستید، اما بدون درکی از رنج ، شادکامی و شعف موجود است بدون اینکه دلیلی برای آن بیابید.
فکرهست، اما درحال انجام وظیفۀ سازمانی خود، به عنوان عامل درک پدیده های گوناگون زندگی ، نه عنوان مفسر و واسطه عمل . تلاش و کوشش هست اما صرفأ برای تأمین زندگی و حفظ ارگانیسم، نه انباشتن و زیاده خواهی و تأمین منافع مرکزی انحصارطلب به عنوان (شخصیت من).
در چنین حالتی شما همراه و درحرکت با هستی قرار دارید. نه به مقصدی می اندیشید و نه نگران حفظ توهمی به عنوان شخصیت. گسترده و شناور در پهنۀ سیال حیات .

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به جدا سازی – قسمت آخر

  1. شاهد می‌گوید:

    در مراحل مختلف این راه ، نداهایی از درون به گوش میادکه احساس می کنی باید فقط اینکار رو بکنی.. می خواستم بدونم آیا باید به این نداها گوش کرد؟ چقدر باید برای آنها ارزش قائل بود و چقدر به آنها عمل کرد… سوالیه که خیلی پیچیده شده..

  2. arash می‌گوید:

    شاهد گرامی

    احساسات ما گاهی حاصل برداشتها ی جزئی نگر ما از کل است .و تبعیت از انها خسارتهای جبران ناپذیری ببار خواهد آورد .

    ما تنها موقعی مجاز به فضاوت هستیم که با واقعیتی بیرونی در رابطه باشیم . وقتی میلی در ما باشد نداها هم که شما عنوان میکنید در راستای تمایلمان شکل میگیرند . و این نمیتواند صیحیح باشد و ارزش حقیقی نخواهند داشت . چون در واقع خود ما آن را ساخته ایم . و این مسیری است که ما را به بسوی توهم پیش خواهد برد .

    درست ترین عمل بنظرم تنها در اشراف و اگاهی است که بوجود خواهد امد . اگر این نباشد بهترن کار حرکت نکردن و توقف است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>