رابطه – بخش آخر

همه ما برای فرار از آشفتگی های ذهنی و ایجاد شکلی از امنیت روانی به دنبال جان پناهی فکری هستیم . وظیفه ایجاد این امنیت را تصورات گوناگون فکری به عهده دارند. با وجود ترس دائمی انسان و لزوم پناه گرفتن در پشت حصار فکر، برای غلبه بر نگرانی، همه ترجیح می دهند روابط خود را از پس چنین حصاری با دیگران شکل دهند.

اما تشکیل این حصار به معنی قطع رابطه با خود و دنیای خارج از خود است. بنابر این نه روابط شکل می گیرد و نه راه حل رفع مشکلات. بنابر این مشاهده می کنیم که با وجود جلسات متعدد، کنفرانس های بین المللی، هیچ راه حلی کلی و دائمی برای مشکلات بشری ارائه نمی گردد، نتیجه گیری ها موقتی و در فضای بی اعتمادی و یأس شکل می گیرد. چرا که راه حل ها برخواسته از حصار (من) بوده و طبیعتأ همه چیز در جهت تأمین منافع (من ها) است نه بشریت.

تا زمانی که هر یک از ما خود را در مرزبندی با دیگران قرار می دهیم، آرامش و عشق پا در وجود مان نخواهند گذاشت، صلح پایدار زمانی برقرار می گردد که همه از پشت حصار(من) بیرون بیایند و لزوم پناه گرفتن در پشت حصار(من) در ذهن ها منتفی گردد، و بشر قادر به تغییر نگرش نسبت به همنوع خود شود. این امر محقق نخواهد شد جز با درک انسان از عامل ایجاد آشفتگی در وجود خودش!

اکنون همه ما در حال بررسی راه های دستیابی به قدرت، ثروت ، مقام، خانه مجلل و یا اثبات شخصیت و عقیده خود به دیگران ایم، در جامعه ای که ذهن مردم به جای زندگی، متوجه اهداف و ایده ها است ، طبعأ چیزی جز اکنون، یا آنچه هستیم، ذهن ها را به خود مشغول می دارد، و این مشغولیت ما را بین واقعیت اکنون و آن چه قرار است شویم، قرار می دهد. این عدم توجه به درک آنچه اکنون هستیم، موجب شکل گیری آشفتگی های درونی ما می شود، آشفتگی هائی که ناشی ازعدم پذیرش اکنون بوده و موجبات شکل گیری خشم، نارضایتی، تنهائی، درگیری، مقایسه و نفرت در ما می شود.

آیا به نظرشما عدم ارتباط صحیح ما با خود و انسان های دیگر، علت جدائی و تنهائی ما نیست؟

انسانی که به دنبال منافع شخصیت نیست و با آنچه هست می ماند، از خواسته های(من) عبور می کند، او برای وجود داشتن نیاز به بهانه ای تحت عنوان قدرت، ثروت و یا رشد و پرورش معنویت ندارد، او قلبأ قناعت پیشه است، میل به خواستن یا شدن به هرشکلی در ذهن او منتفی است. او درک از خود ومفهوم زنده بودن را وابسته به داشتن ها نمی داند. او درونأ مستقل و آزاد است.

درحال حاضر درک این آگاهی ضروری است که خودمان را ازطریق رابطه کشف و درک کنیم، در این عمل ، ذهن مشغول به مکاشفه ای درونی از طریق توجه به خود و پدیده های گوناگون زندگی است، شیوه و نگاهی متفاوت به هستی که با خود آرامش، عشق و غیر منتظره ها را همراه دارد.

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به رابطه – بخش آخر

  1. runak می‌گوید:

    وقتی بعضی وقتا توی برخورد های خودم و یا برخورد های اطرافیانم دقیق می شم خیلی از رفتارهای متناقض و متضاد و سر در گم شدن ها رو می بینم.
    متاسفانه خیلی ناراحت کننده است به خصوص در مورد خود آدم.
    مدام پیگیر نوشته ها تون هستم.
    امیدوارم هر روز آدمای بیشتری متوجه رفتارهای اشتباهشون بشن.

  2. ارش می‌گوید:

    انسان باید از مرز خودشناسی گذشته باشد که آلوده این مورادی که در همه جا وجود دارد نشود .
    ما بعنوان یک انسان میبایست انسانیت رو ارج نهیم .
    تمام درک و دریافتهای ما نسبت به انچه در واقع هست دچار اسیب شده .
    باید همه چیز رو از نو آغاز کرد.
    ما نیاز داریم درکی دوباره از انچه هست بدست اوریم تا دنیایی زیبا بنا کنیم .
    انچه اکنون هست درست نیست .

    خوشحالم که شما بخشی از این مسئولیت رو به عهده گرفته اید.
    موفق باشید .

  3. بهناز می‌گوید:

    سلام.
    حقیقتش دونستن حال آدم رو خوب نمیکنه من خیلی چیزا بلدم و میدونم اما فقط میدونم این دانش بجای اینکه من رو به اوج ببره برده ته باتلاق. من تو روابطم پر از مشکلم . من باخودم هم درگیرم . چه برسه به دیگران؟؟؟؟
    روابط ها که انقضا دار شده. منتهی واسه من که خیلی کوتاهه………این عدم ثبات و دمدمی بودن و حس بد از فکره
    چون همیشه دوست داره همه چی رو فرو بپاشه!!!!!!!! میدونم که همه این حس بد و تسلط ی موجود عجیب رو رو خودمون حس میکنیم !!!!!! کسی که فرمان میده و ما فقط مجری هستیم اجراش میکنیم!!!! از قواعدی اطاعت میکنیم که خودمون وضع نکردیم . اینا عین حقیقته خیلی هم تلخه …………

  4. مهرداد می‌گوید:

    سلام.کاملا بهم ریختم.چه فشاری به من میاد کاش یکی میفهمید.فکم داره میشکنه انقدر فشارشون دادم.مصرف مواد مخدر سنگین شده . کاملا مطالبو دنبال میکنم ولی …..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>