روانشناسی – روانکاوی ۱

با افزایش آشفتگی های روزافزون مردم، همزمان شاهد ظهور موسساتی به عنوان (مراکزمشاوره روانی) هستیم.
این موسسات با بکارگیری شیوه های مکاتب روانشناسی در غرب و تئوری های آزمون پس داده روانکاوی، با ادعای معالجه و پایان بخشیدن به گرفتاری های روحی ، تنها سعی در براه انداختن تجارتی مانند دیگر تجارت های نوین امروزی که بر مبنای ساده باوری مردم شکل گرفته اند را دارند.

اداره و سرپرستی اینگونه مراکز به عهده فردی است که خود را متخصص شناخت معضلات روان انسان (روانشناس یا روانکاو) معرفی می کند.
دراین مراکز همزمان با ارائه مشاوره های فردی مانند اختلاف زوجین، ترک اعتیاد و یا اختلالات شخصیتی، گاهی دوره های تقویت اعتماد به نفس، چگونگی نفوذ در دیگران ، تکنیک های موفقیت مالی، غلبه بر افکار منفی و یا مبارزه با اضطراب آن هم با شهریه های غیرمتعارف والبته معاف ازمالیات برگزارمی گردد .
هریک از ما که مرعوب تبلیغات و یا علاقمند به مراجعه به چنین مراکز یا اشخاصی هستیم و توجیه مراجعه مان را دستیابی به آرامش، شناخت خود و یا رفع نواقص شخصیتی مان فرض گرفته ایم، آیا هرگز ازخود سوال کرده ایم؛ که بدنبال یافتن چه چیز درخود هستیم که می خواهیم آن را ازطریق یک موسسه یا شخص، آن هم درازاء پرداخت پول بدست آوریم؟

ما با مراجعه به روانکاو یا مشاور، بدنبال تحقق چه چیزی در افکار و روانمان هستیم؟
احتمالا خواهید گفت، من به دنبال مثبت اندیشی، رفع اضطراب، ایجاد آرامش و یا ایجاد یک شخصیت قوی درخودم هستم.
اکنون ازشما می پرسم، دوست عزیز، شما بر چه اساس باور دارید، آن کسی که ادعا می کند می تواند آرامش را به شما عطا کند خود درگیر مسائل مشابه شما نیست؟ و شما خواهید گفت چنین فردی تحصیلات چنین رشته ای را در دانشگاه گذرانده، به هر حال مدرک دانشگاهی را نمی توان نادیده گرفت!
این درست، اما فراموش نکنید که دانشگاه جایگاه فراگیری دانش ها و تجربیات بشری در زمینه علوم واقعی است و نه خرد و درک ناشناخته ها که اتفاقا روان بشر نیزجز این دسته از موارد است.

چرا تصورمی کنیم هرکسی که دائما لبخند به لب داشت و با استفاده از جملات امید بخش به ما گفت که می توانیم با گذراندن چند جلسه مشاوره و با استفاده از آخرین متدهای روانشناسی از آمریکا استرس ها یا خشم مان را فرونشانده یا قدرت مدیریت کردن آنها را بدست آوردیم ، چرا مردم به این سادگی مرعوب شخصیت چنین افرادی شده و تصور می کنند این فرد حتما چیزی در چنته دارد و درست می گوید؟ (شما سابقه تاریخی مسائلی از این دست را که در هر دوره و زمانه ای به نوعی بروز می کند و در این دوره نیز در لوای علم و دانش بروز کرده درذهن سراغ ندارید؟

چرا با خود نمی اندیشیم که اگر این کار شدنی بود، درهمان جامعه آمریکا میلیونها انسان قادر به خلاصی از شر عارضه روانی می بودند. اما حقیقت اینست که چنین بلای خانمانسوزی که گریبان بشریت را گرفته بسیار عمیق تر و مهلک ترا ز آن چیزی است که بتوان به همین سادگی آن را با لم دادن روی کاناپه های مخصوص، مدیریت و رفع نمود .

آیا تا به حال سعی کرده اید به جای یافتن راه حل مشکل در وجود شخص ثالثی ، با دقت به ماهیت آنچه به عنوان ایده و آرزو درذهن خود می پرورانید توجه کنید؟ آیا تا بحال با دقت و توجه کامل به مشاهده روند بروز تمایل و آرزو و در پی آن حس مقایسه و حسرت درذهن خود پرداخته اید؟
این سخن بدین معنی است که هیچ متخصصی نمی تواند بهتر از خود ما به آنچه درذهن مان می گذرد آگاه باشد. بر فرض اینکه که روانکاو برمشکل شما آگاه شد، صرف این دانستن چه چیزی را درشما تغییرخواهد داد؟ فرضا شما پی بردید که دلیل ترس های شما مربوط به حادثه یا رفتاری در کودکی بوده، آیا صرف این دانستن وبازگوئی روانکاو به شما می تواند آن تصویر و یا خاطرات ذهنی مشابه را در ذهن شما پاک کند؟
قطعا اینطور نیست. این تجربه ای است آشنا برای همه افرادی که به روانکاو مراجعه کرده اند. اتفاقاتی که درگذشته سبب بروز مشکلات ذهنی در ما شده منطقا اکنون پایان یافته است، اما مکانیزم استمرار آن هم اکنون در ذهن ما چیسست؟ آیا تا بحال به مشاهده این ماجرا در ذهن خود پرداخته اید ؟

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به روانشناسی – روانکاوی ۱

  1. رضا فلاح می‌گوید:

    با تشکروعرض سلام

    برای قرار گرفتن در موقعیتی که مورد نظر شما است (مشاهده من و مشکلات ناشی از آن) به آرامش نیاز است . اگر من به علت مشکلات ناشی از ذهن گرفتار ناآرامی و تشویش باشم به سختی می توانم به کیفیت مشاهده برسم چون آنقدر ذهن مشوش و درگیر است که نمی تواند در آن کفیتی که شما می فرمایید قرار بگیرد به عبارتی در چنین مواقعی با استفاده از خدمات یک مشاور صادق می توان زمینه را برای از بین بردن خطاهای شناختی( مثلا یکی ازده ها خطاهای شناختی نیمه خالی لیوان را دیدن است که باعث تشویش و ناراحتی میشود ) و آرامش بیشتر فراهم کرد. و بعد از ایجاد آرامش قرار گرفتن در کیفیت مورد نظر شما راحت تر می شود. یا به عبارت دیگر مشاهده من و تبعات آن در آرامش راحت تر است.
    استفاده از خدمات مشاوره و روان شناسی با کیفیت به قرار گرفتن ما در موقعیت درست در هستی کمک میکند.

  2. فهیمه می‌گوید:

    با سلام
    نظزیه های اثبات شده روانشناسی با استفاده از روشهای آماری، از نظر شما غربی اند و کار نمیکنن و اینا….
    ای همه چیزدانها،شما چی تو چنته دارین که چراغ راه مون باشه؟؟؟؟

  3. محسن می‌گوید:

    مجسمه سازها…آنها ایده های خود را روی یک سنگ پیاده میکنند…یک مجسمه ساز آنقدر یک سنگ را میتراشد و با قلم و چکش روی سنگ کار میکند تا شاید بتواند الگویی که در ذهن دارد حاصل کند…او پیوسته نگران و مضطرب است که مبادا مجسمه اش منطبق با الگوی دلخواهش نشود،مبادا به خواسته اش نرسد،یک مجسمه ساز هر چقدر تو کار خود حرفه ای باشد و مجسمه اش را به دلخواه خود شکل دهد، بازهم مضطرب،نگران وآشفته هست… بالاخره باید این بار این مجسمه را از آسیب حفظ کند…مبادا خراب شود، مبادا آلوده شود، او پیوسته باید نگران امنیت مجسمه اش هست، او نمیتواند بخوابد، نگران این هست که مبادا دیگران به مجسمه اش دست بزنند و خرابش کنند…
    یک مجسمه ساز پیوسته در حال ساختن، بنا کردن،پایه گذاری کردن و سپس حفظ دست آورد های خود است…
    همه ی ما (از نظر روانی) یک مجسمه ساز هستیم…ما همش متمرکز شدیم روی خودمان تا خودمان را بسازیم…
    مجسمه سازها مورد تشویق و ستایش دیگران هستند…ولی ویرانگران به خصوص آنها که بی هدف ویران میکنند همیشه مطرود و رانده شده هستند و به دیوانه بودن متهم میشوند… من عاشق این دیوانه ها هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>