استثمار نوین

-همزمان با سرعت گرفتن تحولات بشری در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی در دهه های اخیر، که وامدار رشد و گسترش تکنولوژی در زمینه های گوناگون از جمله ارتباطات هستیم، لازم است تا موقعیت خود و انسانها را نسبت به وضعیت پیش آمده مورد توجه دقیق تر قراردهیم، چرا که سرعت روز افزون تحولات، مانع از تشخیص و درک صحیح ما از رویدادها و موقعیت فعلی می گردد.

شرایط پیش آمده علی رقم آنکه ظاهرا در جهت رشد فرد گرائی و اهمیت دادن به خواسته های افراد پیش می رود ولی در حقیقت موجب دور شدن بیشتر انسان ها از یکدیگر و تهی شدن افراد از درون شده.
درک شرایط کنونی ما را قادر می سازد تا مرعوب موج هیجان و ابهت پوشالی ناشی از این تحولات نگشته و مسیر زندگی خود را در بین طوفان سهمگین تبلیغات رسانه ها، شبکه های اجتماعی و همچنین ارزش ها و مُدهای تازه سر برآورده از دل این تحولات به بیراهه نکشانیم. با این مقدمه قصد داریم به تاثیر تکنولوژی و تبلیغات بر روابط انسان ها بپردازیم.

-شاید برای هزاران سال این توان فیزیکی انسان بود که به عنوان نیروی کار و بخش اجتناب ناپذیری از تولید سرمایه در نظر گرفته می شد. با رشد و گسترش دانش وابستگی انسان به انسان در این زمینۀ رو به کاهش گذارد و در نهایت ماشین و پشتیبان آن یعنی هوش بشری و حاصل این هوش یعنی تکنولوژی پا به عرصه تولید گذاردند.
سرعت بالا و افزایش تولید بوسیلۀ ماشین انسان را شگفت زده کرد و تمرکز بر تولید ثروت، مال اندوزی و نهایتا کسب قدرت، منجر به شکل گیری و گسترش نظام حریص سرمایه داری گردید.

همزمان با پیشرفت تکنولوژی بینش کارفرمایان نسبت به توان بهره وری انسان در تولید رفته رفته دچار تغییر و تجدید نظر قرارگرفت و نقش فیزیکی انسان در امر تولید روز به روز کمرنگ تر شد.
تکنولوژی و دانش سوغات ارزشمند اما مخربی تحت عنوان افزایش و تنوع تولید برای بشر به ارمغان آوردند. اما این حجم عظیم و متنوع تولیدات می بایست با تمهیدی خاص در جامعه ترویج، عرضه و تبدیل به ثروت گردد.
هنگامی که مشکلات انسان در زمینۀ تولید به کمک تکنولوژی حل شد، دغدغه دیگری تحت عنوان فروش، افزایش فروش و بازاریابی در ذهن صاحبان سرمایه شکل گرفت که تبلیغات را باید مولود این نیاز دانست.

تئوریسینها و بازاریاب های غربی کلید ورود به بازار جدید را در برافروختن شعلۀ نیاز در میان مردم تشخیص دادند و رسانه و اعجازش یعنی تبلیغات پیش قراول گسترش چنین نگرش شیطانی ای شدند . آنان کار روانی بر اذهان را به عنوان سر لوحۀ کار و هدفی دراز مدت مد نظر قرار دادند .
اگردقت کنید متوجه می شویم که در دورۀ معاصر شکل بهره کشی انسان از انسان از فرم فیزیکی به شیوه ای نوین آن یعنی (نفوذ روانی) تغییر حالت داده.
در شیوۀ جدید، این روح و روان انسان ها است که مورد هجوم و برنامه ریزی قرار می گیرد.

روشی که مردم با استفاده از شیوه های تبلیغاتی آماده و ترغیب به مصرف، بیشتر داشتن و پذیرش هر چیزی می شوند.
همزمان با این تغییرات می توان شاهد تغییر تدریجی ارزش ها نیز بود ، به طور مثال اگر در گذشته ارزشی به عنوان قناعت پیشگی و نوع دوستی لازمه زندگی اجتماعی و خوشبخت بودن بود، تدریجا این معنا به سمت جمع آوری مال و بالیدن به داشته ها تغییر حالت داد.
یکی ازمهم ترین شگردها و قدرت تبلیغات، تغییر و دستکاری ارزش های اجتماعی و فرهنگی جوامع است، زیرا انسان شخصیت محور تابع ارزش ها است.

با دقت به روند رو به توسعۀ اشراف گرائی و شخصیت پروری از طریق رسانه ها می توانیم پی به این نکته ببریم که سمت و سوی فرهنگ جوامع به سوی تنها شدن انسان ها و تقویت منیت در آنها سوق داده میشود. این امر از طریق گسترش سایۀ شوم و پنهان (مقایسه) و با کمک تبلیغات رسانه ای صورت می پذیرد.
در جائی که انسان معتاد به هویت موجودیت روانی اش را به واسطۀ داشته هایش معنا دار می بیند این داشته ها و تعلقات او هستند که جهت حرکت انسان در زندگی را تعیین می کنند، نه خرد فردی اش. انسان تهی شده از درون آماده پذیرش تبلیغات برندها و بنگاههای متنوع اقتصادی است.

زمانی که پی به ماهیت توهمی شخصیت ببریم متوجه جنس توهم گونۀ تبلیغات نیز می شویم. ذهن انسان توهم زده محتاج خوراکی از جنس آرزو و توهم است. و البته این موضوع ازدید طراحان تبلیغات هیچگاه پنهان نبوده .
نقش استثمار نوین با کمک تبلیغات رسانه ای ، هرچه تهی کردن اذهان در جهت پذیرش توهمات و کذب ها است .
نقطه اوج موفقیت یک رسانه، پذیرش و باور کذب ها توسط مردم است. با این تمهید موزیانه انسان تهی شده آمادۀ پذیرش چیزهائی می شود که با شیوه های تبلیغات به او القا میشود.

چنین شیوۀ مزورانه ای سوغات فرهنگ سرمایه داری و نتیجۀ حرص و آز گروهی از هم نوعان ماست. نگرش و هدف این گروه ایجاد بازاری است بی انتها و پایدار از انسان هائی که در خود گمشده اند. انسان هائی که خرید را لازمۀ شاد زیستن و هویت داشتن می بینند!
بازاری تضمین شده از مشتریانی که نه صرفا از روی نیاز و تشخیص عقل، بلکه به دلیل فرار از احساس اضطراب ناشی از پوچی و تنهائی خرید می کنند.
آیا با وجود انسان های آشفته حال، رکود در این بازار معنائی دارد؟

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به استثمار نوین

  1. رضا می‌گوید:

    سلام
    ممنون
    به هر دری می زنیم تا به جایی برسیم در آنجا چند روزی خوشیم و سرگرم دوباره بر میگردیم سر جای اول و این داستان در یک حلقه تکرار می شود.
    علت بی قراریت از طلب قرار توست عاشق بی قرار شو تا که قرار آیدت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>