ترس از آگاهی

بدون تعارف باید گفت؛ مشتاقان سیر و سلوک و شیفتگان خودشناسی پشت خط قرمز شخصیت متوقف و با خود درگیر مانده اند!
بدین دلیل که برخورد صادقانه و آگاهی جامع نسبت به (خود)، موجب مشاهدۀ دروغ بزرگی به عنوان (خود نمایشگر) می گردد! رازی نهان که اطلاع ازآن موجب وحشت و نگرانی شدیدی در ما شده که هرکسی را یارای رویاروئی با این ترس نیست.

درست مانند این می ماند که در جان پناهی که خانۀ امن خود تصور کرده ایم ناگهان با موجود عجیب الخلقه و مهیبی روبرو شویم!
در چنین موقعیت حساسی ما به جای ماندن و سر درآوردن از دلائل وجود این پدیدۀ غریبه در ذهن پا به فرار گذارده و از توقف و مشاهدۀ آن به هر شکل ممکن طفره می رویم .
افسوس که فرصت استثنائی حیات انسان ها بابت گریز و طفره رفتن از این دیو درون تباه می شود.
گریز از این (خود دروغین) موجب تداوم حضور و اعتیاد به آن می شود.
جا خشک کردن این پدیدۀ غریبه در ذهن موجب گردیده تا وجود شوم و نامبارک اش بر همۀ اعمال و احساسات ما سایه افکنده ، ترس ها ، تناقض و تردیدها یمان را موجب گردد.
تنها راه رهائی از شر این بیگانۀ ظاهر آشنا، آگاهی از مکانیزم شکل گیری آن است.

اگر این امکان وجود داشت که صادقانه، استوار و بدون ترس در مقابل این دروغ بزرگ یعنی (خود دروغین) مان بایستیم و به مشاهدۀ آن بپردازیم، فرصتی استثنائی فراهم بود تا شاهد مرگ عامل شیطنت های درونی خود باشیم. اما لازمۀ وقوع این معجزه در گرو مرگ (شخصیت)است . این یعنی عبور از خط قرمز (من) و مردن بر پدیده ای که تا بحال( خود واقعی) تصورش کرده بودیم.
در نبود تصور (من بودن)، فطرت متجلی شده و جایگاه اشغال شده اش را باز می ستاند. زیبائی و اعجاز این اتفاق مبارک در درک این نکته نهفته است که از ابتدا چیزی به عنوان (خود) در کار نبوده تا ما به وسیلۀ خودشناسی بخواهیم آن را بشناسیم.

(همۀ این جریانات بازی و حیله ای فکری ای بوده برای فرار و عدم مشاهدۀ آنچه (هم اکنون) هستیم.

(خودشناسی حقیقی یعنی (نگاه و توجه)( بی نظر) به احساسات، تمایلات و اعمال خود، نسبت به آنچه در اطراف مان درحال جریان است).
(خودشناسی نیز می تواند مانند بسیاری دیگر از وسایل فرار، حیله و دامی باشد که توسط عامل آشوب (فکر) برای دور نگه داشتن ما از دروغ درحال جریانِی به عنوان (من ) جلوی پای ما گذاشته شده باشد).
در این شرایط وخیم ترین وضعیت برای آن عده ای است که از خودشناسی، هویت، سیستم و سرقفلی عرفانی برای خود دست و پا کرده اند!
شرایط این افراد برای رهائی از شر شیطان درون بسیار مشکل تر است ، چرا که با وجود اطلاع از دروغ بزرگی به عنوان خود نمایشگر( عمدأ )به تنها شانس و تکیه گاه اصلی روان شان یعنی (صداقت باطنی) پشت کرده اند .
این خیانت و دهن کجی عمدی به خویشتن، که آخرین نقطه و مرز بین خیر و شر محسوب می شود به انگیزه حفظ (من) و دست و پا زدن برای هویت آن درجامعه صورت می گیرد.

تصور (من) داشتن ازخود حاصل برنامه ریزی و بلای جان سوزی است که از کودکی ما را بدان گرفتار کرده اند!

تا زمانی که به وسیلۀ آگاهی بر این توهم یعنی تصور (من) داشتن از خود نمیریم، آگاهی دشمن شماره یک این (من دروغین) بوده و گریز از حقیقت اولین اولویت برای انسان نا آگاه است .
خودشناسی یا سیرو سلوک مانند بسیاری از مدهای اجتماعی تبدیل به گریزگاهی شده برای (خود تخدیری) و رونق بخشیدن به هویت نمایشی در اجتماع .

چنین ژست هائی از جنس همان نمایش های رایجی است که افراد به وسیله آن افاضات نداشته یا عاریتی را بر جامۀ چرکین شخصیت پوشانیده ، در مقابل هم به رخ می کشند.

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>