به بهانۀ روابط زن و مرد – بخش اول

در اینکه مرد و زن به عنوان دو موجود غیرهم جنس اما هم نوع لازم و ملزوم یکدیگرند شکی نیست، اما اینکه با هم سر ناسازگاری و جدال دارند امری غیرطبیعی است، زنان و مردان بسیاری با چنین مسئله ای کم و بیش درگیر هستند، آگاهی نسبت به این موضوع کمک می کند تا خود و دیگران را کمتر دچار دردسر سازیم.
-هدف و وظیفۀ طبیعی زن و مرد بقاء نسل است که این امر از طریق وجود تمایلات غریزی محقق گردیده و موجب وابستگی این دو موجود به یکدیگر شده . تفاوت جسمانی، جذابیت های ظاهری و همچنین کشش های عاطفی موجب گردیده تا نیازهای موازی اما متفاوتی در هر دو جنس شکل بگیرد. عدم درک صحیح این نیازها علت اصلی اختلافات بین زن و مرد ها است که تدریجاً و به مرور زمان کاهش یا برطرف می شود.

به طور مثال بسیاری از مردها به دلائل روانی تمایل و رغبیت بیشتری به انجام عمل آمیزش بدون پیش زمینۀ احساسی دارند، در حالی که این عمل برای خانم ها زمانی دلچسب تر است که با بروز احساسات عاطفی از جانب مرد همراه گردد. اگر برای مردان هدف ازآمیزش، رسیدن به نقطۀ ارضاء جنسی باشد، برای زنان انگیزه و اولویت، ارضاء عاطفی است.
با وجود تمایل خانم ها به ابراز علاقۀ کلامی آقایان و همچنین حمایت عاطفی و توجه، ادامۀ رابطه بدون تماس جنسی از نظر مردان امری غیر عادی و عبث محسوب شده و موجب بی میلی و سردی درآنها می گردد.

رفتار مرد اگر همراه با ابراز محبت، توجه، تعهد و همچنین ایجاد حس امنیت عاطفی باشد، شرایط ایده الی را فراهم می آورد که هر زنی در آرزوی آن است. چنین رفتاری زمینۀ ترغیب زن به بروز احساسات بیشتر را فراهم می سازد، اما متأسفانه بسیاری ازمردها به دلائلی که ذکر خواهد شد از انجام آن طفره رفته، در عوض انتظار برخوردی عادی ازجانب زن را دارند!
همانگونه که زن ها شیفتۀ مردان دلداده و پراحساس اند، مردها نیز خواهان شریک جنسی ای فعال و گرم مزاج هستند. دسترسی به چنین مقصودی تنها با درک متقابل و شناخت نیازها میسر می شود. رسیدن به نقطۀ تعادل در زندگی مشترک نیازمند گذشت زمان، بردباری و علاقه است.

وظیفۀ ترغیب زن به انجام عمل آمیزشی به عهدۀ مرد است، اما به دلیل بی اطلاعی و یا عصبیت و التهاب معمولاً این موضوع کمتر مورد توجه آقایان قرار می گیرد. رابطه ای را می توان موفق آمیز نامیدکه آمیخته به مقدمه چینی عاطفی باشد. هنگامی که آمیزش به عنوان عملی مشترک مطابق میل زن و شوهر نباشد، طرفین منفعل شده و ارتباط خالی از احساس و شور و حال می گردد. ریشۀ اختلاف بسیاری از همسران با وجود علاقه به هم در عدم انجام موفقیت آمیز رابطۀ آمیزشی است. عمل آمیزشی فرایندی فیزیکی و احساسی بین زن و مرد است که بروز اخلال در هریک ازمراحل آن می تواند منجر به سرخوردگی و سردی رابطه گردد.

بسیاری از مردان ذهنیت صحیحی از رفتار جنسی ندارند. اطلاعات آنها یا براساس شنیده ها است یا مشاهدۀ فیلم های پرنو. آنها آنچه دیده یا شنیده اند را ناآگاهانه در رابطه بکار می گیرند. رفتارهائی که گاهاً توهین آمیز و آلوده به خشونت بوده و با طبع لطیف زن هماهنگ نمی باشند.
بسیاری از خانم های جوان نیز بجای درک و شناخت همسران شان ، غرق در تصورات عاشقانه خود نسبت به مرد هستند و از موجودی که درکنارشان به عنوان همسر قرارگرفته صرفاً توجه و احساس طلب می کنند.
بین تصورات مرد نسبت به احساسات زن و تصورات زن نسبت تمایلات مرد فاصلۀ زیادی وجود دارد. فاصله ای که تفهیم آن به خصوص به جنس مذکر کار دشواری است.

آنچه باعث رونق و استحکام ارتباط زن و مرد می گردد ارضاء به موقع نیاز های عاطفی و جنسی است که موجب انس و علاقۀ پایدار و انگیزۀ ای برای ادامۀ زندگی مشترک می شود.
- جدای موارد یاد شده و همچنین درنظر گرفتن فاکتور های اقتصادی، اجتماعی و تفاوت های فرهنگی که گاهاً موجب ایجاد اشکال و پیچیدگی در روابط بین زن و مرد می گردد، سؤال این است که با وجود نیاز زن و مرد به یکدیگر، چرا ارتباط آنها تا بدین حد بغرنج، پیچیده و گاهاً همراه با خشم و نفرت گردیده است؟
برای یافتن پاسخ این سؤال می بایست در سفری اکتشافی با استفاده از غفلت فکر، سوار بر مرکب سکوت، سر به جائی از ذهن خود بزنیم که همۀ فتنه ها ازآن برمی خیزد.

-در این سفر انفرادی قصد زیارت پدیده ای را داریم که موجب اخلال درعملکرد صحیح روان و ارتباط ما با دیگران شده. درک و شناخت این مزاحم ذهنی شاید در ابتدا کار مشکلی به نظر برسد، اما هر انسان عاقلی می بایست سختی این سفر را به جان خریده و از ماجرای این بیگانه در ذهن خود سر در آورد، در غیر این صورت شبه اضطراب و ترس لحظه ای رهایش نمی سازد.

وظیفۀ اصلی این عامل زائد که برانسان عارض شده فیلتر کردن حقیقت و نفی (آنچه هستیم و هست) است. آلوده کردن ذهن به ویروس توهم و سلب قدرت تشخیص در ارتباط با خود و دیگران. این پدیدۀ بیگانه که وجودش ناشی از برداشت اشتباه انسان نسبت به خود است (من) بدلی ما را تشکیل داده است.
رابطۀ ای را می توان بدون تنش نامید که وجود این مزاحم در میان نباشد. روابط طبیعی بین زن و مرد به آسانی با بی توجهی، بروز عصبیت، توقع و انتظار که از برکات وجود این مزاحم فکری است دستخوش تزلزل یا تخریب قرار می گیرد. تا زمانی که مداخله های مخرب این واسطۀ فکری ادامه داشته باشد، ارتباط شکلی صحیح، دلچسب و طبیعی نخواهد داشت.
مشکل انسان در ارتباط با دیگران از زمانی آغاز می شود که دخالت های این مزاحم به شکل شخصیت (من)، نظر(من)، خواست و منافع (من) واردارتباط میگردد.

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به به بهانۀ روابط زن و مرد – بخش اول

  1. سما می‌گوید:

    سلام مطلب به بهانه ارتباط زن و مرد رو خوندم ممنون خیلی مفید و آموزنده بود خسته نباشید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>