لطفأخودشناسی نکنید؟! (قسمت دوم)

بیائیم انگیزه خودشناسی را صادقانه با خود درمیان بگذاریم! تسلط برخود و برتری شخصیتی؟ایجاد حس توفیق وکسی بودن؟یا نوعی خود فراموشی وفراربابت ندیدن خود!اگرانگیزه خود را ازخودشناسی بدون هرگونه تعبیروتوجیه مورد توجه قراردهید وسعی نکنیدازوجود فعلی خود با وجود همه ضعف ها ونواقص فرارکنید، باید گفت کارشما درخودشناسی درهمان لحظه آغازبه پایان رسید. خودشناسی یعنی آگاهی ازحرکتی فرارگونه درذهن بابت نماندن با آنچه اکنون هستیم.
شاید شنیدن این مطلب  برای شما خوانده فهیمی که علاقمند به خودشناسی هستید خیلی عجیب به نظرآید،اما خودشناسی درحقیقت نوعی حیله وترفند فکری است که فکرواندیشه برای رودررونماندن ما با خود واقعی مان بدان مشغول می شود. خودشناسی فراری است موجه به انگیزه جستجووشناخت ازخود، اما درواقع نماندن با آنچه اکنون هستیم،زیرا تنها دردرک آنچه هستیم،امکان مشاهده حقیقت وجود دارد. تازمانیکه گام دراین مسیرسرابگونه می گذاریم، به اسم شناخت خود،درحال دورشدن ازخود هستیم،خودشناسی ازطریق(خودتفسیری)بابت آنچه درما اتفاق افتاده،موجب آشفتگی وضدیت بیشترما با خود می شود وبه همراه آن موج عظیمی ازاضطراب وآشفتگی بابت آنچه هستیم وملامت وسرزنش بابت آنچه نیستیم ازراه می رسد.بیائیم با خودصریح باشیم،،آیا می خواهیم با خودشناسی بی نقص وموفق باشیم؟ یا قادرشویم کالبد شرطی خود را ترک وبه آغوش اصالت وفطرت بازگردیم.
آنچه موجب ناکارآمدی وانحراف در خودشناسی می شود، پرداختن به(خود تفسیری) به جای توجه ومشاهده(خود)است. فایدۀ خودشناسی، توجه ومشاهده لحظه به لحظۀ آنچه درذهن درحال وقوع است می باشد والبته این کارمشکلی است. زیرا قرارگرفتن دراین حالت مساوی است با محوتصور(من)یا(شخصیت)، پس ما ترجیح می دهیم با وجود شناخت کامل درزمینه خودشناسی ازترس ازدست دادن تصور(من)، مشغول ودلگرم به مطالعه وشرکت درجلسات مختلف خودشناسی باشیم. ابزارفعلی ما درشناخت،فکرواندیشه ای است که خودمسبب ایجاد آشفتگی ذهنی می شود. برای خروج ازاین دام فکری، باید درحالت توجه قرارداشت،(توجه به آنچه درحال وقوع است).
 درحالت مشاهده وتوجه،کاردرک (خود) بدون دخالت فکرواندیشه صورت می گیرد وذهن فارغ ازمزاحمت اندیشه درمدارارتباط با حقیقت وآنچه درحال وقوع است قرارمی گیرد،مشاهده وادراک به صورتی همزمان وبدون دخالت مرکزی به عنوان مشاهده کننده یا اندیشه(من) صورت می پذیرد،دراین حالت نه تناقضی درکاراست ونه تعارضی. نه ملامت شکل می گیرد ونه اضطراب بابت آنچه هستیم. آنچه هست یک پارچگی وانسجام ذهنی است که با خود آرامشی پایداروغیرقابل زوال به همراه دارد، حالتی خارج ازحیطه فکرواندیشه. قبل ازآمادگی برای درک چنین فضائی، لطفأ خودشناسی نکنید!

این نوشته در خود‌شناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به لطفأخودشناسی نکنید؟! (قسمت دوم)

  1. سجاد می‌گوید:

    با سلام

    لطفا بیشتر راهنمایی من را راهنمایی کنیم چگونه می توان به چنین حالتی دست یافت

  2. باران می‌گوید:

    برای خروج از این دام فکری، باید در حالت توجه قرار داشت، (توجه به آنچه در حال وقوع است). لطف می کنید راجع به توجه بیشتر توضیح بدین؟

  3. سوما می‌گوید:

    منظور از ذهن و مشاهده لحظه به لحظه ذهن چیه؟ لطفا بیشتر توضیح بدید

  4. شهرام می‌گوید:

    سلام
    نوشته های عمیقی دارید اما این مرحله ایست که شما به اون رسیدید اما برای افراد زیادی این راه با همه سادگی نمیتواند عملی باشد چون درک آن سخت است
    من فکر میکنم خودسازی در تنهایی کامل نمیتواند اتفاق بیافتد و هر انسانی بخاطر علاقه ذاتی اجتماعی بودن نیاز دارد در ابتدا با افراد دیگری این کار را را انجام دهد تا بتواند روزی از این نیاز هم آزاد شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>